تبليغاتX
جانسوز
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند .......... آیا شود که گوشۀ چشمی به ما کنند !

صفحۀ :    6 5  4  3  2 1

 

 

دانش آموز

 

آدمی برای شک کردن آفریده نشده ، برای پرسیدن آفریده شده .

( یانگ )

 

آدمی شاگردی است که درد و اندوه او را تعلیم می دهد و هیچکس بدون احساس این معلم قادر به شناسایی خود نیست .

( آلفرد دوموسه )

 

آموزگار و دانش آموز باید زندگی خود را نمونه و نشانۀ درخشان از آنچه می آموزند قرار دهند وگرنه مانند کسانی اند که راهی را شناخته اند ولی از آن راه نمیروند و یا مانند بیمارانی می باشند که داروی شفابخش را از طبیب گرفته اند ولی آن را نمی خورند .

( کنفسیوس )

 

اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید .

( چاحیت )

 

با اندیشۀ آشفته دانش آموختن در گردباد آتش افروختن است .

( رومارسس )

 

بیاموزید بی آنکه شما را آموزنده بدانند .

( دیل کارنگی )

 

شنا کردن را در عمیق ترین نقطه یاد بگیر .

( مثل آفریقایی )   

 

فهمیدن همیشه بهتر از آموختن است .

( گوستاو لوبون )

 

کسیکه اندرز ارزان را رد کند طولی نمی کشد که پشیمانی را با قیمت گرانی خریداری خواهد کرد .

( مثل فرانسوی )

 

من یکبار در تمام روز چیزی نخوردم و در تمام شب نخوابیدم تا بتوانم مسئله ای را خود حل کنم ، اما نتیجه نبخشید . از این رو فهمیدم که بهتر این است که آنچه را نمی دانم بپرسم .

( کنفسیوس )

 

ممکن است مردیکه دائم سؤال می کند ابله به نظر برسد . ولی کسیکه هرگز سؤال نمی کند در تمام عمر ابله باقی می ماند .

( لوئی پاولز )

 

هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته ام بیاموزم .

( گالیله )

 

 

دروغ

 

آنکه می تواند نسبت به نیکی دیگران ناسپاس باشد از دروغ گفتن باک ندارد .

( شیللر )

 

انسان هیچ وقت به اندازۀ آن وقت خود را گول نمی زند که خیال می کند دیگران را فریب داده است .

( لاشفوگوله )

 

تهمت و دروغ را دشمن سفارش می دهد و منافق می سارد و عوامفریب آن را پخش می کند و عامی آن را می پذیرد .

( دکتر علی شریعتی )

 

تمام خبائث در اطاقی است که کلید آن دروغ است .

( امام هادی (ع) )

 

چون گناهی لذت بخش تر از دروغ نیست ، روی این اصل گروهی از زنان از آن برخوردارند .

( مثل چکسلواکی )

 

دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود .

( لوتر )

 

دروغ مظهری از شیطان است زیرا شیطان دو نام دارد : یکی شیطان و دیگری دروغ .

( ویکتور هوگو )

 

دست سیاه را غالباً با دستکش سفید پنهان می دارند .

( مثل اسپانیولی )

 

راستی یگانه سکه ایست که همه جا قیمت دارد .

( مثل چینی )

 

راستی و سقراط هر دو دوستان من باشند ، لیکن آنگاه که این دو به ستیز یکدیگر برخیزند ، پیروی کردن راستی سزاوارتر است .

( افلاطون )

 

گاهی دروغ همان کار را می کند که یک چوب کبریت با انبار باروت می کند .

( مثل آلمانی )

 

هیچکس از قلب شما به شما نزدیکتر و راستگوتر نیست . بنابراین از کسانیکه قلب پاک شما ایشان را به خود نمی پذیرد اجتناب نمایید .

( سقراط )

 

یکی از رسول الله پرسید که مؤمن زنا می کند ؟ گفت باشد که بکند . گفت شراب می خورد ؟ فرمود باشد که بخورد . گفت دزدی می کند ؟ گفت باشد که بکند . گفت دروغ گوید ؟ گفت نه .

( کیمیای سعادت )

 

 

دشمن

 

آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم ، هیچ دشمنی نمی تواند .

( محمد حجازی )

 

آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت .

( هزلت )

 

اگر به عیوب افراد توجه کنی هرگز دوست پیدا نخواهی کرد .

( مثل عبری )

 

اگر تو را دشمنی باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمنی نباشد بی قدر و بها باشد .

( قابوسنامه )

 

به دوستان خود خوبی کن ، محبتشان نسبت به تو بیشتر می شود و به دشمنان خوبی کن تا دوست تو شوند .

( تولستوی )

 

پیش تمام دشمنان به نزدیک ترین دشمن خود که زبان است ، توجه داشته باش .

( سقراط )

 

در دشمنی دو رنگی نیست ، ای کاش دوستان نیز در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند . بدون تردید دوستان منافق از دشمنان خونی بدترند .

( لرد آویبوری )

 

دشمنان را دوست بدارید ، زیرا به آسانی عیب های شما را یک به یک می شمارند .

( فرانکلین )

 

دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسلۀ دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند .

( سعدی )

 

دوستی با دوستان خود چنان کن که اگر روزی دشمن تو شدند تو را زیان نرسانند و دشمنی با دشمنان چنان کن که اگر روزی دوست تو شوند از تو کینه نداشته باشند .

( امام علی (ع) )

 

عالیترین سلاح برای مغلوب کردن دشمن خونسردی است .

( مثل انگلیسی )

 

هر ملتی دو نوع دشمن خونی دارد . دسته ای که به قانون پشت پا می زنند و دستۀ دیگر کسانی که با دقت بیش از حد آن را اجرا می کنند .

( آلفرد کاپو )

 

 

دوستی

 

آنچه مردم دوستی می خوانند چیزی غیر از نفع شخصی نیست . دوستی خودپرستی انسان است که می خواهد از دیگران به عنوان دوستی متمتع گردد .

( لارشفوگو )

 

آنکس که در هر جا دوستانی دارد ، همه جا را دوست داشتنی می یابد .

( مثل چینی )

 

از دوست نباید بیش از آن خواست که از نسیم صبح و بوی گل توقع داریم .

( محمد حجازی )

 

اگر دربارۀ دوست خواستی قضاوت کنی احمقی بیش نیستی ، زیرا اگر غلط گفته باشی گناهی است نابخشودنی و اگر راست گفته باشی چرا او را به دوستی خود برگزیده ای ؟

( مثل عربی )

 

با چه کسانی دوست و رفیق می باشی تل بگویم چگونه آدمی هستی .

( امرسون )

 

به زیارت دوستان خود کمتر رو تا دوستی میانۀ تو و ایشان فزونی گیرد .

( حضرت محمد (ص) )

 

بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند .

( موزارت )

 

پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند .

( امیل فاگو )

 

دوست کسی است که من با او می توانم صمیمی باشم و جلوی او با صدای بلند فکر کنم .

( امرسون )

 

دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است .

( آلفونس کار )

 

دوست بجای چتریست که باید روزهای بارانی همراه شما باشد .

( پل نرولا )

 

دوستی های ما نیز مانند خانه های ما ، لباسهای ما و ماشینهای ما گاهی احتیاج به تعمیر دارند .

( دکتر جانسن )

 

دوست مثل درشکه در روز بارانی کمیاب است .

( ولتر )

 

دوستی مثل اسناد کهنه است . قدمت تاریخ آنرا قیمتی تر می کند .

( گوته )

 

دوستانت باید مثل کتابهایی که می خوانی کم باشند و گزیده .

( مثل انگلیسی )

 

دو دوست مثل دو دستند که آلایش یکدیگر را می شویند .

( حضرت محمد (ص) )

 

عاجزترین مردم کسی است که از به دست آوردن برادران عاجز است و عاجزتر از این کسی که دوست و برادری را که بدست آورده از دست بدهد .

( امام علی (ع) )

 

گشادن عقده های درون در پیش دوستان دو تأثیر دارد : یکی آنکه شادی را دو برابر می کند و دیگر آنکه غم را به دو نیم می سازد ، زیرا آنکس که دوستان را در شادی خود شریک می کند سرور خاطرش بیشتر شود و آنکه غم دل به یاری موافق می گوید بار اندوه خویش را سبکتر خواهد یافت .

( فرانسیس بایگون )

 

مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی .

( کریستوف مارلو )

 

همه چیز می گذرد ، حتی صحبت ها و بوسه ها و در بر گرفتن ها و سایر تظاهرات عشق  جسمانی . اما رشتۀ دوستی دو روح که یکبار همدیگر را در آغوش کشیده و به حقیقت یکدیگر را شناخته اند هرگز گسیخته نمی شود .

( رومن رولان )

 

 

رازداری

 

آنکه راز خود را پنهان می کند کلید موفقیت را در دست دارد .

( امام علی (ع) )

 

آنچه را که یکنفر می داند هیچکس نمی داند ، ولی اگر دو نفر بدانند همه کس می دانند .

( مثل سوئدی )

 

از بدترین کارها آلودن دست به چیزی است که به امانت به شما سپرده شده باشند .

( امام علی (ع) )

 

اسرار خود را به دیگری مگوی زیرا سینه ای که در حفظ راز خود به ستوه آید نباید از حوصلۀ بیگانگان انتظار امانت داشته باشد .

( امام علی (ع ) )

 

اسرار شخص ، خال زندانیان را دارند که چون رها شوند تسلط بر آنها غیر ممکن است .

( شوپنهاور )

 

اگر کسی خواست سر خود را به شما بسپارد فرار کنید چون می خواهد بار سنگینی را که خود نمی تواند ببرد ، به دوش شما بگذارد .

( حجازی )

 

بسیاری از مردم رازهای دیگران را به شما می گویند تا به شما ثابت کنند که می توانید به صمیمیت ایشان اعتماد کنید و آنان را رازدار خود سازید .

( اسکار وایلد )

 

به زن لال هم اگر راز خود را بسپاری فاش خواهد شد .

( مثل انگلیسی )

 

پیروزی در پایان نگری است و پایان نگری در پایداری تدبیر و پایداری تدبیر در نگاه داری راز .

( امام علی (ع) )

 

چه بسیار کسانیکه پزشک به بالین خود می خوانند ، در صورتیکه احتیاج به یک نفر رازدار و ندیم هستند که درد دل آنها را بشنود .

( دیل کارنگی )

 

چگونه باور کنیم که دیگری راز ما را نگهداری خواهد کرد ، در صورتیکه خودمان از نگهداریش عاجز بودیم .

( لارشفوکوله )

 

راز موقع دوستی را در زمان دشمنی ابراز نمودن دور از شهامت و اخلاق جوانمردی است .

( امام صادق (ع ) )

 

گناه افشا شدن یک راز به گردن کسی است که اولین بار ان را به دیگری سپرده است .

( کنگور )

 

 

راستکاری و درستکاری

 

آنچه را میزبان خرج خودنمایی می کند ، حق ندارد به حساب میهمان نوازی بگذارد .

( حجازی )

 

پرهیزگار باش که هرگز هیچ پرهیزگاری از درستی نمی میرد .

( غزالی طوسی )

 

خانۀ دزد و تقلب بالاخره روزی زیرو رو خواهد شد ولی سرای درستی و کاخ امانت محکم و پابرجاست .

( حضرت محمد (ص) )

 

خوشا به حال نادرستی که در اولین نیرنگ به دام بیفتد .

( حجازی )

 

راستی مثل گنج است ، هرقدر ظاهر شود طرفدارانش بیشتر می شود و دروغ مثل شعلۀ پنهان است که وقتی ظاهر شد سوزش و تباهی بیشتری همراه دارد .

( ارسطو )

 

ممکن است دروغ یک سال بدود ولی راستی در یک روز از او جلو می افتد .

( مثل آفریقایی )

 

وسائل شناختن راستی همان قدر ساده است که سخت می نماید .

( گاندی )

 

هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم .

( چینگ )

 

هیچکس مجبور و موظف نیست که در دنیا بزرگ و متمول و یا عالم و عاقل بشود ، ولی بر همه کس فرض و واجب است که درستکار باشند .

( اسمایلز )

 

هیچ چیز اسان تر از فریب دادن یک فرد درستکار نیست .

( مثل اسپانیولی )

 

 

روزنامه

 

خوانندۀ دقیق می تواند در یک سال از روزنامه ها بیش از آن چیزهای مفید بخواند و بیاموزد که دانشمندان از کتابخانه های بزرگ خود می آموزند .

( ف – ب – سبزن )

 

در این روزگار ما به خاطر اندیشه ها می جنگیم و روزنامه ها سنگرهای ما هستند .

( هاینه )

 

روزنامه باید خبرگذار باشد نه خبرساز ، حقیقت و مایۀ سرگرمی واقعی چندان زیاد است که نیازی به خیال پردازی و دروغسازی نیست و نشر خبر دروغ خیانت به حقیقت است .

( سایمونز )

 

روزنامه بزرگترین مربی قرن نوزدهم است . هیچ نیرویی با آن قابل مقایسه نیست . هم کتاب است و هم کرسی خطابه و هم سکوی سخنرانی در میدان عمومی شهر .

( تالیج )

 

روزنامه شگفت انگیزترین عجایب جهان نوین است . خانواده ای که لااقل یک روزنامه را نخواند و در آن دقیق نشود در قرن نوزدهم زندگی نمی کند .

( برودوس )

 

روزنامه ها دائرةالمعارف های زندگی جهانند . همه چیز را از چهار گوشۀ جهان بریا ما نقل می کنند .

( تراین وادارلز )

 

یک روزنامه ، تاریخ یک روز جهان است که در آن زندگی می کنیم و با آن بیش از روزهایی که گذشته و تنها در خاطرۀ ما باقی مانده است سرو کار داریم .

( جورج هورون )

 

 

زن

 

آنقدر که احساسات و اوهام در زنان اثر دارد ، امور معقوله مؤثر نیست .

( لارشفوگو )

 

آزادی برای یک زن نجیب خطر بزرگیست .

( مثل روسی )

 

اگر زن نبود نوابغ جهان را که پرورش می داد ؟

( ناپلئون )

 

اگر می خواهید اندازۀ تمدن و پیشرفت ملتی را بدانید ، به زنان آن ملت بنگرید .

( ناپلئون )

 

اگر زنان رسوم و قوانین جامعه را زیر پا می گذارند چندان هم گناهکار نیستند ، زیرا که این قوانین را مردان نوشته اند .

( مونتن )

 

از خاندان متمول اسب بخر و از خاندان فقیر زن بگیر .

( مثل استونی )

 

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ، به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است .

( میشله )

 

چهرۀ یک زن نمایندۀ شوهر اوست و پیراهن یک مرد معرف زن او .

( مثل یوگوسلاوی )

 

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل .

( مالرب )

 

در آغاز هر کار مهم زن وجود دارد .

( لامارتین )

 

در دنیا هیچ منظره ای جالب تر از زنی که مشغول پختن غذا برای مرد محبوب خویش است وجود ندارد .

( توماس ولف )

 

زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد .

( ارهارد )

 

زنها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند .

( مارسل آشار )

 

زنیکه از غذای او تمجید کنند حاضر است که در کنار اجاق مطبخ ، خود را قربانی کند .

( دیل کارنگی )

 

زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند .

( داستایوسکی )

 

زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود .

( هرود )

 

زن قبل از حدوث درد و غم از آن می ترسد ولی پس از حدوث با کمال تحمل و بردباری مقاومت می کند و به همین جهت است که زنها برای پرستاری مریضها از مردان به مراتب بهتر و بردبارترند .

( بالزاک )

 

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد .

( آلفونس دوده )

 

زن مانند شیشۀ ظزیف و شکستنی است . هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید . زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند .

( سروانتس )

 

زن و پرنده بدون آنکه به عقب برگردند ، می توانند ببینند .

( مثل فرانسوی )

 

زن کلید خانه است ، مواظب باش آن را گم نکنی .

( مثل ژاپنی )

 

شیرین ترین چیز در زندگی ، عشق زن پاکدل به شوهرش است .

( ولتر )

 

شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است .

( جورج ولز )

 

قلب زن پرتگاهی است که عمقش را نمی توان تخمین زد .

( لافونتن )

 

گرانبهاترین زینت برای زن که هیچ زنی از ان برخوردار نیست ، سکوت است .

( مثل یونانی )

 

یک زن چیزی جز شوهر نمی خواهد ، ئلی ئقتی که به او رسید همه چیز می خواهد .

( شکسپیر )

 

 

زندگی

 

آنان که زندگانی را بستری از گلهای سرخ می دانند ، همیشه از خارهای آن شکایت دارند .

( ویلیام آلن وایت )

 

آرزوهای ما ، امید های ما ، عشقها و هوسها و حتی وفای ما هم موجی بیش نیستند که بر می خیزند و رشد می کنند و بالا می روند و بالاخره نقش زمین می شوند و در کرانه های زندگی لای شنها و ریگها فرو می روند .

( جواد فاضل )

 

آنکس که بر کشتی زندگی سوار است ، پیوسته چنان می خواهد که با فشار باد به پیش رود ، نه با پارویی که با زور بازویش آب را می شکافد . و بسیار کسانند که در نیمه راه توقف می کنند و به انتظار باد مساعد می نشینند .

( جانسون )

 

آنکس که جرأت مبارزه در زندگی را ندارد ، بالاجبار طناب دار را به گردن می اندازد .

( مثل چینی )

 

اقامتگاه خود را دائم تغییر بده . زیرا لذت زندگی در تنوع است .

( مثل تازی )

 

با انکه از کوتاهی عمر غمگین هستیم هر دوره از زندگی را پایان آن می خواهیو . خردسال مشتاق بزرگ شدن است سپس مرد کار شدن ، سپس صاحب ملکی شدن و آنگاه به مقامی رسیدن و بازنشسته شدن .

( ادیسون )

 

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...

( مارکوس آنا )

 

برای سرگرمی باید در بازی زندگی وارد بود ، اما اگر روزگار اسباب بازی را از دست ما گرفت ، باید مثل آدم بزرگی که در بازی کودکان شرکت داشته لبخند زنان از جرگۀ اطفال بیرون آمد .

( حجازی )

 

بیشتر سختیهای زندگی از این است که می کوشیم از حقیقت آن بگریزیم .

( غلامحسین ذوالفقاری )

 

برای خوردن زندگی مکن ، بلکه بخور برای زندگی کردن .

( مثل آمریکایی )

 

تو نان می خوری و زنده هستی و من نان می دهم و زندگی می کنم .

( مثل فرانسوی )

 

چون نیک بنگری دنیا و مافیها را چون ترازویی خواهی یافت که سنگش کرسنگی و پاره سنگش شهوت است . پر کردن معده و خالی کردن کیسۀ شهوت جذر و مد این قلزم بی نام و ننگ هزار رنگی است که نامش زندگی است .

( جمالزاده )

 

در بازی زندگی انسان در آغاز گول خور است و در پایان گول زن . به عبارت دیگر او بره به دنیا می آید و روباه از دنیا می رود .

( ولتر )

 

دلبستگی انسان به زندگی آن نیست ، بخوبی آن است .

( سقراط )

 

رلهایی که در صحنۀ زندگی به عهدۀ ما واگذار شده است به انتخاب و اختیار ما نبوده و تنها وظیفۀ ما این است که آنها را به خوبی بازی کنیم .

( اپیکتت )

 

روزگار در پای هر نعمتی که به ما می دهد صد رنج نوشته است .

( حجازی )

 

زندگی مانند کودکی است که اگر می خواهید به خواب نرود پیوسته باید او را سرگرم داشت .

( ولتر )

 

زندگی معمایی است که هر کس به اندازۀ حس تشخیص و وسعت محیط و روشنایی فکر خود آن را حل کرده است .

( نظام وفا کاشانی )

 

زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی است که زیبا هست ولی درک معنای آن مشکل است .

( آلدوس هاکلی )

 

زندگی بازیچۀ دست اقبال نیست ، بلکه فرصت عظیمی است که باید از ان استفاده کرد و مغتنمش شمرد .

( دکتر مارون )

 

زندگی چیست ؟ یک مزبلۀ کثیف ، یک قتلگاه فجیع ، یک دارالمجانین بزرگ که تا کنون تحت هیچ قانون منظمی اداره نشده است .

( ویر )

 

زندگی را هر طور نگاه کنی زیباست .

( گوته )

 

زندگی خواب است و عشق رؤیای آن .

( موسسه )

 

زندگی حتی با عشق گم شده نیز شیرین تر از زندگی بی عشق است .

( تاگور )

 

غالب اشخاص بدون اینکه مقصد معینی را تعقیب کنند زندگی می نمایند و مثل پر کاهی که بر روی آب حرکت کند ، عمر خود را به آخر می رسانند و جلو نمی روند ، جریان آب انها را می برد .

( سه نک )

 

گرفتاریها ، همه را یکباره از سر باز نکنید وگرنه گرفتار فکر جانکاه پوچی زندگی خواهید شد .

( حجازی )

 

ما چقدر دیر متوجه می شویم که زندگانی و حیات یعنی همان دقایق و ساعاتیکه با کمال شتاب زدگی و بی رحمی انتظار گذشتن آن را داشته ایم .

( دیل کارنگی )

 

مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است .

( جان اولیور هاینز )

 

وقتی در زندگی به داشتنی های خود فکر می کنیم خود را خوشبخت و زمانی که به نداشته می اندیشیم خود را بدبخت حس می کنیم . پس خوشبختی ما در تصور خود ماست .

( تناجیو )

 

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد ، دلیلش آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید .

( مارسل پیره وو )

 

همیشه کسانی از زندگی شکایت می کنند که چیزهای غیر ممکن خواسته اند .

( رنان )

 

هرکس می تواند خودکشی کند ، اما هر فردی لیاقت ندارد زندگی کند .

( مثل یونانی )

 

یک عمر طولانی ممکن است با اندازۀ کافی خوب نباشد ، ولی یک زندگی مفید حتماً به اندازۀ کافی طولانی است .

( فرانکلین )

 

یک روز زندگی روشن است و روز دیگر تاریک ، از روزهای روشن آنقدر نور بگیریم که در روزهای تاریک روشن باشیم .

( حجازی )

 

 

زیبایی

 

آن نعمت نصیب ماست که قدرش را می دانیم وگرنه از صورت زیبا برای کور چه حاصل ؟

( تن )

 

اگر مرا مخیر کنند زیبایی یا حقیقت را انتخاب کنم ، من بی درنگ زیبایی را انتخاب خواهم کرد ، زیرا اطمینان دارم که در زیبایی حقیقتی نهفته است که بالاتر از خود حقیقت است و قدمی فراتر گذارده می گویم هیچ چیز دنیا حقیقت ندارد مگر زیبایی .

( آناتول فرانس )

 

با اینکه می دانیم زیبایی و خوبی دشمن هم هستند ، چرا این آب و آتش را در یک وجود طالبیم ؟

( تن )

 

به نظر من ما روزی خواهیم مرد که نخواهیم و نتوانیم از زیبایی لذت ببریم و در صدد نباشیم آن را دوست بداریم .

( آندره ژید )

 

جمال اگرچه مایۀ شرافت است ولی مقرون به هزاران شر و آفت است .

( شوپنهاور )

 

چشمان زیبای اشکبار از لبخند زیباتر است .

( کامپ پل )

 

زیبایی ، ظلم کم دوامی است برای صاحبش ولی ثروتی است برای سایرین .

( سقراط )

 

زیبایی قضیۀ منطقی است که صغرای آن چشم و کبرای آن قلب و نتیجه اش شوق وشور است .

( سقراط )

 

زیبایی بدون عفت و فضیلت چون گلی خوشرنگ ولی بی عطر است .

( سقراط )

 

گلها را تقسیم می کردند ، گل سرخ نصیب خار شد .

( مثل ترکی )

 

 

سخنوری

 

آرامترین کلماتند که طوفانی را با خود به همراه می آورند . افکاری که با پای کبوتران پیش می آیند جهان را مسخر می سازند .

( نیچه )

 

اگر انسان نتواند مانند توده و عامه فکر کند ، لااقل باید مثل توده و عامه حرف بزند .

( آناتول فرانس )

 

اگر میل دارید شما را هم صحبت مطبوعی بدانند ، گوش کردن را تمرین کنید .

( دیل کارنگی )

 

انسان وقتی که بلند حرف بزند صدایش را می شنوند ، اما وقتی که یواش حرف بزند به گفته اش گوش می دهند .

( پل رینو )

 

بعضی از سخنوران نمی دانند با دستهایشان هنگام صحبت چه کار بکنند . بهتر است جلو دهانشان را بگیرند .

( متورمن کولن )

 

پیوسته باید مواظب سه چیز باشیم . وقتی تنها هستیم مواظب افکار خود ، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و وقتی که در جامعه می باشیم مواظب زبان خود .

( مادام داستال )

 

چیزی بگو که ارزش ان بیش از خاموشی باشد .

( دیل کارنگی )

 

حکمت درختی است که ریشۀ آن در قلب است و میوۀ آن در زبان .

( بطلمیوس )

 

در خوردن حرف ، هیچ کس سوء هاضمه نمی گیرد .

( چرچیل )

 

در بکار بردن کلمات دقت کنیم ، چون ممکن است یک کلمه ما را فرزانه و کامۀ دیگر ما را کم خرد معرفی کند .

( کنفسیوس )

 

زبان یگانه آلت تیزی است که با استعمال زیاد تیزتر می گردد .

( واشنگتن ایروینگ )

 

زبان یک حیوان وحشی است ، یکبار که آزادش کردی از مقید کردنش عاجز خواهی گشت .

( مثل لاتین )

 

زبان استخوان ندارد ولی به آسانی استخوان می شکند .

( مثل ترکی )

 

سخن گفتن یک نوع احتیاج است ولی گوش دادن هنر است .

( گوته )

 

سخنان سودمند را باید نشر کرد مانند افشاندن تخم گندم  ، هر چند آب و هوا و زمین به رویاندن و بار آوردن دانه ها یاری نکند باز در گوشه و کنار خرمن ، سنبلها و خوشه های معدود سر دهد و خواهد رویید .

( لقمان )

 

علت اینکه زنبورها این قدر وزوز می کنند این است که بلد نیستند حرف بزنند .

( ژرژسیون )

 

کلمات باید مانند شیر دلیر ، مانند خرگوش ملایم ، مانند مار جذاب ، مانند تیر تیز و مانند عصای فرمانروا که از وسط در دست گرفته شده موزون باشد .

( مثل شرقی )

 

کسیکه نمی تواند حرف بزند نمی تواند ساکت بنشیند .

( مثل لاتین )

 

من چه لذت می برم که گفتۀ مرا تصدیق کنی . وقتی لذت می برم که دنبالۀ آن را بگیری و چیزی بر آن بیفزایی .

( سعید نفیسی )

 

نطق نوعی مسافرت است که باید همراه رسیدن به مقصد توأم باشد و لذا باید قبل از سفر دارای نقشه بود . شخصی که بدون داشتن نقشه و هدف به این مسافرت آغاز می کند در پایانش هم به هیچ جا نمی رسد .

( دیل کارنگی )

 

هر کلمه که از دهان بیرون می اید مرهمی است که به زخمی می رسد یا خنجریست که دلی را می شکافد یا نسیمی است که دریای احساسات را به تلاطم می آورد . پیش از گفتن تأمل کنیم .

( حجازی )

 

هرکس آنچا را که دلش خواست بگوید ، آنچه را که دلش نمی خواهد خواهد شنید .

( مثل ترکی )

 

یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن .

( ژرژ هربرت )

 

یکبار پشیمان نشدم بر اینکه چرا گفتم ولی باره ندامت بردم به آنچه گفتم .

( فلمز )

 

 

سعادت

 

آه ای اسم بی مسمای سعادت ، آه ای سعادت موهوم ، نه گدا بر تو دست یافت نه امیر . پس تو کجایی ؟

( روسو )

 

افسوس ... یگانه سؤالی که هیچکس نمی تواند پاسخی به آن بدهد این است ؛ سعادت چیست ؟

( برادلی )

 

اول صحت ، دوم جمال ، سوم مال و چهارم رفیق . این ها پله های نردبان سعادت است .

( ساموئید )

 

بایستی با روح خود آشنا شده و سعادت را در اعماق روح و قلب خود جستجو کنیم .

( فیثاغورث )

 

بشر خلق نشده که سعادتمند باشد .

( دکتر جانسون )

 

خود را بشناس و بر روح خویش فرمانروایی کن . در این صورت می توانی امیدوار باشی که روزی مقتدر و سعادتمند خواهی شد .

( تنسون )

 

در روزگار ما هستند کسانی که انتظار دارند درهای سعادت و موفقیت را یک چشم الکتریکی در برابرشان بگشاید . کسیکه دندانش درد می کند خیال می کند سعادت مطلق را کسی دارد که دندانش سالم است .

( ؟ )

 

دنیا اطاق انتظار سعادت است . همه در این اطاق جمع می شوند ولی به کمتر کسی اجازۀ ملاقات داده می شود .

( نظام وفا )

 

رمز سعادت دو سه حرف بیش نیست ، لیکن از هیچ کس آن را نمی پذیریم مگر از یک عمر تجربه ، وقتی که کار از کار گذشت .

( حجازی )

 

سعادت را باید در بین راه پیدا کرد نه انتهای جاده ، چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است . وقت برای سعادتمند بودن امروز است نه فردا .

( جیمز بادید )

 

سعادت در این دوره فقط دانستن مقصود زندگی است .

( تولستوی )

 

سعادت مثل پروانه ایست که روی برگهای گل به خواب رفته باشد . به مجرد اینکه نزدیکش بروی بالهای خود را باز کرده و در فضا پرواز می کند .

( آندره تواید )

 

سعادت آن نیست که انسان خود به خود دوست داشته باشد ، بلکه عبارت از این است که غرور آمیخته با نفرتی اقناع شود . سعادت رسیدن به لحظاتی است که انسان دوست می دارد در کنار کسی که دوست می دارد بسر برد .

( توماس مان )

 

کسیکه انتظار دارد بارقۀ سعادت بطور تصادف در آسمان زندگانی او جلوه کند . به حال انتظار می ماند تا موقعیکه برقی سوزنده و خطرناک او را در میان گرفته و به ورطۀ هلاک بکشاند .

( لرد آویبوری )

 

عروس زندگانی کار نام دارد . اگر شما داماد این عروس شوید فرزند شما سعادت نام خواهد داشت .

( فرانکلین )

 

 

+ نوشته شده     توسط علی ...  |