
من علی بنده و با نام علی مشهورم
خادم عشقم و زین رو به خودم مغرورم
خود به خداّمی درگاه حسین ابن علی می نازم
زین ره اینک بنگر غرق شده در نورم
نوری از جنس خدا و به تجلای دلم
که من از جرعه ننوشیدن خود مقصورم
لیک دانی ز کجا یافته ام نور خدا ؟
که چنین غرق شعف گشته ام و مسرورم
آری این نور ز درگاه علی آوردم
گرچه از درک جمالش به حقیقت دورم
لاجرم درگه ارباب چو خورشید جهان افروزست
منم آن ذره که در نور علی محصورم
عشق او حک شده بر نام من و عشقش را
چو صدف در دل دریایی خود مستورم
صفت خادم الارباب شدن همراهم
زین صفت بر همه ی درد جهان مصبورم
هرکه شد خادم ارباب دگر درد نبیند هرگز
چون که خود گفته به درد دو جهان مغفورم
پس اگر در پی درک دل من می گردی
خوب بنگر که من اندر پس اوصاف خودم مستورم